زندگی شاید همین باشد
برای دل خودم مینویسم
اگه از مریم بپرسی پولاتو چیکار کردی؟
با خوشحالی لبخند می زنه و به شکمش اشاره می کنه که آره همه شون اینجاست...
به ماری بگی می گه همه ی پولام تنمه! یعنی همه خرج لباس خریدن می شه...
متین قطعا به طلاهای عزیزتر از جونش اشاره می کنه :))
خودم هم به کتابایی که دست بچه ها دارم یا تو اتاقم هستن و البته قسمت ماریای وجودم...
خواهرم همه رو تبدیل می کنه به لوازم آشپزی و آشپرخونه ی گرون قیمت تا باکیفیت ترین غذاهارو با عشق بپزه! و انقدر خوشمزه هستن که هرگز آدم از یادش نره...
طلا همه ی پولاشو میده برای شرکت تو دوره های متفاوت از طراحی جواهر گرفته تا هر چیز متفاوت با رشته اش و معتقده باید ابعاد مختلف وجودش رو بشناسه :))
واقعا پولاتو چیکار می کنی یجورایی سبک زندگی مطابق قلبه و خودم به خواسته ی دل بقیه احترام می ذارم اینکه دلشون به چیزی خوشه و اون لحظه به زندگی وصلشون می کنه برام کافیه... به قول استاد سین، زندگی برای زندگی :)