زندگی شاید همین باشد
برای دل خودم مینویسم
یه بخش هایی از کتاب "چیزهای کوچک زیبا" از شرل استرید رو می نویسم که بخونیم بعدش می خوام برم سراغ کتاب "وقتی نفس هوا می شود" از پال کلانثی
♡هیچ کس در برابر رنجی که می کشی از تو محافظت نخواهد کرد. نمی توانی با گریه کردن، غذا خوردن، گرسنگی کشیدن، قدم زدن، مشت کوبیدن یا حتی درمان آن را از خودت دور کنی. این غم همیشه هست و تو فقط باید دوام بیاوری. باید آن را تحمل کنی. باید میان آن زندگی کنی و آن را دوست داشته باشی و به زندگی ادامه دهی و به سوی بهترین و شادترین رویاهایی بگریزی که از آرزوی تو برای تسکین و التیام نشئت می گیرند♡
♡به خودت اعتماد کن. این قانون طلایی نبات است. اعتماد کردن به خودت یعنی زندگی کردن به آن شکلی که می دانی درست است♡
♡اما همدردی ربطی به پیدا کردن راه حل ندارد. فقط به معنای این است که تمام عشقی را که دریافت کرده ای به طرف مقابل بدهی♡
♡قرار نیست تو کاری کنی که دیگران سر عقل بیایند و متوجه شوند کارشان اشتباه است... خودت را از نظر عاطفی درگیر موقعیتی نکن که ربطی به تو ندارد. فقط برایش بهترین آرزوها را کن. آن حد و مرزها یادت هست؟ زندگی او مال تو نیست. زندگی تو مال او نیست ♡
♡زمان خاصی فرا می رسد که باید تصمیم بگیریم چه کسانی بر زندگی ما اثرگذار باشند♡
♡بخشش به معنای این نیست که بگذاری فرد بخشیده شده باز هم تو را آزار دهد. بخشش، یعنی راهی برای پذیرش آسیب و آزاری که به تو تحمیل شده است پیدا کرده ای، بدون اینکه اجازه دهی خشم یا دردت بر زندگی ات چیره شود یا ماهیت رابطه ات را با کسی که در حقت بدی کرده است تعیین کند♡
♡گاهی بزرگ ترین حقیقت در اعتراف نیست، بلکه در درسی است که از آن می گیریم♡
♡نمی توانی مردم را متقاعد کنی تا عاشقت باشند. این قانونی بی قید و شرط است. هیچ کس صرفا به این خاطر که تو می خواهی، عشقش را نثارت نمی کند. عشق واقعی آزادانه در هر دو جهت جریان دارد. زمانت را برای هیچ چیز دیگری هدر نده. بیشتر چیزها در نهایت درست خواهند شد، اما نه همه چیز. گاهی با وجود اینکه خوب می جنگی، می بازی. گاهی مدت ها انتظار می کشی و بعد متوجه می شوی که جز بیخیال شدن، انتخاب دیگری نداری. پذیرش مثل یک اتاق کوچک ساکت است ♡